سلام دوستان عزیزمدو سال از اخرین پست وبلاگم گذشت... داشتم پست های قبلیم رو می خوندم. چه داستان طاقت فرساییراستی... من امروز مدیر شرکتی هستم که خودم دو سال پیش تاسیس کردم.و دو شعبه داره در دو شهر مهم ایران در کمتر از یک سال دو شعبه زدم و برند مطرحی تو صنف و شهر خودش شده این شرکتعجیبه. خیلی عجیبه... شاید بگید چی؟ به نظرم پست های این بلاگ رو بخونین متوجه میشید. خیلی عجیبه و خدا رو شکر . خدایی که تنهام نزاشت...هووووف ! تدریسم در دانشگاه لول بالایی رفته و شرکتم هم زدم...و چالش هایی که دو سال پیش داشتم الان نگاه می کنم میبینم در برابر چالش هایی که کسب و کار و شرکتم رو به رو هست چیزی نبودهنامه ای که در 26 سالگی نوشتم رو دوباره خوندم(پایین تر هست)چشم پیمان کوچک ... چشم... عاشقانه...ما را در سایت عاشقانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 24
ما را در سایت عاشقانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 116
ما را در سایت عاشقانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 152
ما را در سایت عاشقانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 160
ما را در سایت عاشقانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 253